در مقام شهید
ای شهید ای شاهد گویای عشق ای عقاب آسمان پیمای عشق
ای بکف بگرفته سر درراه دوست خود تو هستی سرور و مولای عشق
در مقام قرب جانان جای توست ای به نزدت مانده بر جا پای عشق
ای ز ایثارت ملائک در شگفت ای نسیم صبح جان افزای عشق
بر گرفتاران عالم شمع راه سر نهاده بر کف سودای عشق
خلعتی برقامتت ارزنده نیست بر تنت جز خلعت زیبای عشق
هر کسی ازعشق نوعی دم زند از تو شد روشن به ما معنای عشق
خود تو بودی در تکلم با خدا نور بخش وادی سینای عشق
بر بلندای ستیغ عاشقی صوت تکبیرت رسد از نای عشق
عقل عاجز ماند ازرفتار تو سر نهادم لاجرم بر پای عشق
چشم حق بین تو باحق آشناست خون تو شد مایه احیای عشق
ساعتی رفتی ره صد ساله را از تو آید ناله و آوای عشق
نعمت اللهی به مدحت زد رقم ز تو خواهد لطفی ای صهبای عشق
سروده آقای حاج غلامعلی نعمت اللهی
برگشت به فهرست
************************************
|