گالري عکس اشعارو دل نوشته ها داستانها و کرامات معرفي امام زادگان صفحه اصلي
لينک نظرات
مطالب و مناسبتها
امور فرهنگي
اخبار و اطلاعيه ها
جاذبه هاي ديدني

 

زیارتگاه های منطقه آباده
معرفی دیدنیهای منطقه
آداب و رسوم و فرهنگ
 
 
 

 

 
آداب و رسوم و فرهنگ
 

فهرست مطالب

لطفا جهت استفاده از مطالب روی نام آنها کلیک کنید

داستانهای محلی
آداب و رسوم ازدواج
آداب و رسوم عذاداری
آداب و رسوم عذاراداری محرم و عاشورا
آداب و رسوم در مورد باران
آداب و رسوم کشاورزی و دامداری
 
 
 

 

***************************************************************

*****************************************************

فرهنگ لغات محلی و قدیمی با معاني آنها

 

پَرو ُ: حوصله

پَسين، شوم : عصر

آس ِِ: آهسته
تَكَرون ْ: ته ديگ

پِنجِلوک : نیشگون

آسِك : آسياب كوچك
تیزکی : لگد زدن حيوان
تُرب ِ: توبره

آلِ پيسه : سياه و سفيد

دِلَنْگُوون : آويزان
جوقَن : هاوَن

آلِشت ْ: عوض كردن

دوقي : قرمز
دُك خوردن : جا خوردن

آماخته : عادت

زُتوك : سر زانو نشستن

دوشاب : شيره انگور

اُواز : صدا زدن

شِفرُو : كفش چرمي قديمي
کلفه : کلاف نخ

بِخالُش : به خيالش

كُپ كِردن : ريختن
سُماخبالون : صافی، آبکش

بَمُم ني : عادت ندارم

گُرجه : گوجه
غازغازوك : قاصدك

بِنْج : زنبور

وادِنْگ : جا خوردن

كورمِنْج ْ: سياه كور

پَخْشه : پشه

هُلْوُله : زردآلو خشكه
مي لَم : مي گذارم

مَوالِغي : مقداري

تیلیفون : تلفن

هَچي : همچين

همپ ُ: همراه
انگری : آهنگری
اومال : آبیار

او : آب

بغر : غورباغه
اوسار : افسار

اقد : اینقدر

چغور : گنجشک
بلیک : بگذارید

بید : بود

خروسوک : سوسک
پچر : سمج

بشن : بدن

زردلی : زرد آلو
پا کاله : جای پا

پریشنه : عطسه

کرا : نوعی وسیله کشاورزی
جوقو : جوی آب

تاخ تالون : پراکنده

مال مالچوک : مارمولک
خاشکم : ای کاش

چمدونم : نمی دانم

يَك مَن دو: بحث و جدل
دابیز : الک

دولچه : پارچ آب

تا کوش : لنگه کفش
لچک : روسری

گادوشه : گلدان

اوروسی : کفش
اقذ : مقدار زیاد

چیرزه : جوجه

سِكْلِتْ : موتور سيكلت
همسوده : همسایه

نافم : نفهم

جَخْتوك : مقدار كم
لچک : چهارقد یا روسری

رسبون : ریسمان ، نخ

چِمري : شيشه چراغ لامپا
پيرَن كِش : بلوز كاموايي

آریسی : عروسی

دو كُندِ زاني : دو زانو نشستن
دد : خواهر

گُوان : لباس زنانه

دَفَر كِرده : اثر گذاشته
کوکو : برادر

پخشه : پشه

سه بَرِكْ : كفش مخصوص باغ كندن
مومو : مادر
تکرون: ته دیگ

شَلَم شوربو : ُشلوغ و بهم ریخت

بوو : بابا
سیلاخ : سوراخ
كُتي كُتي : خم شدن و آهسته راه رفتن
خارجوجه : جوجه تیغی

کرکیت : ابزار قالی بافی

چمری : حباب شیشه ای چراغ
دیفال : دیوار

وَخي : بلند شو

آل پسنک : حرفهای بیهوده
درچه : دریچه

هنی : هنوز

کرپه : گوسفندان زیر یکسال
سو پویه : سه پایه

دالون : دالان

ددسه : ظرف بلند و درب دار رویی
سکنج : گوشه

دولچه : ظرف آب

دمبه دون : هواکش زیر تنور گلی
تاخچه : طاقچه

گو : گاو

تاک تاک : وسیله درب زدن
جوقن : هاون سنگی

شنگل : گاو ماده جوان

آل خو لاق : لباس بلند و رسمی مردانه
تاکوش : کفش

جنگه : گاو نر

بینیک : وسیله پیچیدن خامه قالی
شنو : شنا

همونه : کیسه

ماسندون : جعبه چوبی پایه دار
کیزه : کوزه

گیره : سبد چوبی

گلازونه ِ: دنبال هم رفتن
عیر : نوعی موش صحرایی

الو گرفتن : آتش گرفتن

روغن خاش : روغن حیوانی
اوشو : حیاط
هم كُرچيدن : جمع شدن

 

شيوه : گيوه كه با پارچه درست مي شود.

كُدَرو : وسیله باربری الاغ شبه خورجین

شيشه مملو : در اصطلاح به آدم نازك نارنجي مي گويند

گُندُلي : هر چيز گرد، دستپيچ كردن نخ و كاموا

واریخته : اضافه چيزي كه روي زمين بريزد

رو : وسیله کشاورزی در قدیم جهت حمل سیفال گندم با الاغ

اوچین : وسیله کشاورزی جهت با د دادن مخلوط کاه و گندم و جدا کردن آنها

کفتوک : تکه خمیری که در تنور افتاده و پخته شده

اوپیت : عمل تابتندن نخهای قالی به بعد از خیس کردن

نظام : نوعی شلوار قدیمی که مردانه یا زنانه نداشت

بمبو : پمپ دستی قدیمی که با حلبی ساخته می شود

هلشبر : مجموعه ای از خار و خاشاک برگها و ساقه های درختان ریز

مرو : حد آبیاری قسمتهای مختلف یک زمین کشاورزی

کلندون : نوعی قفل چوبی جهت درب های چوبی باغها

هرگَل ْ: در اصطلاح به جای بی نظم و بی مسئول گفته می شود

هيخ : كلمه اي براي راندن گوسفند

كُچي : كلمه اي براي راندن سگ و گرب

اوهو : کلمهای برای راندن یا به حرکت در آوردن گاو

هن : کلمه ای برای راندن یا به حرکت در آوردن الاغ

مِشا : شيره انگور سفت شده را گويند

بارگو : پشته ای از ماسه جلو آب جهت تعغیر مسیر آن

بوجار : به شغل کسی که گندم و جو و غلات را پاک می کند

چزه : نوعی بوته بیابانی که روی سر دیوارهای گلی جهت جلو گیری از باران و فرسایش دیوار می گذارند

لَردي :جاهاي دورتر از محل ولي متعلق به آن

پاریو : نقاط حاصلخیز کشاورزی نزدیک محل

بارالم : غذایی را جهت پختن روی چراغ گذاشتن

تاپو : نوعی خمره بزرگ جهت ذخیره آرد

ادامه دارد...

 

برگشت به فهرست

***************************************************************

 

 

 

 
.کليه حقوق اين سايت متعلق به اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان آباده مي باشد
.هرگونه کپي برداري از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع مي باشد
کانون فرهنگي هنري امام زاده گان احمد و جعفر شهر بهمن
التماس دعا